۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

تکرار تاریخ


بازهم صدای اوستاش در اومد : « دِ لامصب دِ صد بار گفتم مراقبش باشه, بچه کونی بازهم رفتی تو  عالم هپروت چِِ ِ حرف تو گوش نمیدی بی ناموس...«

هنوز هم تو عالم خودش بود که پس گردنی حالش را جا اورد شروع کرد به قسم خوردن که : « به ارواح اقام نمی دونم چی شد همین جا بودم خودش در رفت»

-------

بیست سال بعد

افتاب از لبه دیوار گرماش را بر تن خسته شاگرد می رسوند.

اوستا پس گردنی محکمی زد: باز نشستی د صد دفعه نگفتم...

۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

امام نقی: پیامبری که با کودکان نکاح نکند و سر مردم را نبرد و به زنان اسیر تجاوز نکند پیامبر نیست شیاد است

جملاتی نغز از امام نقی (ع)

/ -/به خداوند قسم اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم بگذارید دستهایم کنده میشه

-/ اگر یگ گونی سیب زمینی و یگ گونی برنج و یگ گونی گندم هم به من بدهید محال است در انتخابات مجلس شرکت کنم
/
-/ همواره دو خط موازی تا ابد موازی هستند مگر انکه چیزی جلویشان را بگیرد و ان دوخط را ناموازی کند
/
-/ هر وقت ماهی را از آب بگیری ماهی میمره و در ان حکمتی است که فقط مومنان نقوی درک خواهند کرد
/
-/   پیامبری که با کودکان نکاح نکند و سر مردم را نبرد و به زنان اسیر تجاوز نکند پیامبر نیست شیاد است
 /
-/  برای سلامتی امام زمان صلوات بفرستید اخه  نوه بیچاره ام هزار و دویست ساله تو چاه گیر کرده/

-/ به اخوند اعتماد کنید و کشور و جان و مال و ناموس خود را دو دستی تقدیمشان کنید خیالتان راحت/

-/ اگر روزی خورشید از غرب درامد بدانید اسلام منقرض شده است  /

۱۳۹۰ بهمن ۷, جمعه

مـــــــــــــــــــــرگ بـــــر آزادی

سخنران در پشت میکروفن برای جمعیت چند صدهزار نفری گفت :
ازادی دروغ و سرابی بیش نیست. ازادی توهمی است که دشمنان می گویند. دشمن برای چپاول در این کشور نقشه کشیده است. مرگ بر ازادی ( تشویق حضار ) ازادی یعنی در بند شدن , ازادی نعمت شیطان است برای تسخیر روح ملت ها . ما ازادی نمی خواهیم . تمام بدبختی بشر برای همین ازادی است . تا زمانیکه انسان ازاد باشد منحرف می شود. جامعه انسانی نیازی به ازادی ندارد . ازادی به هرج و مرج منتهی می شود. ما ازادی نمی خواهیم ما از دولت می خواهیم  ازادی را از مردم سلب کند. ما می خواهیم در بند باشیم . خدایا ازادی را از ما بگیر ( امین حضار )

   

۱۳۹۰ بهمن ۲, یکشنبه

داستانک / به دخترک اسفندی پول بدهید!


سر چهار راه, پشت چراغ قرمز دخترک قوطی اسفند دودزا را به زور نزدیک پنجره ماشین گرفت و کمی چرخاند. مرد شیشه ماشین را بالا کشید تا از شر مزاحم راحت شود. دختر سماجت بیشتری خرج داد و به شیشه ماشین چند ضربه زد. مرد به دختر اشاره کرد برود ولی دختر دست بردار نبود, گیر داده بود که دشتی از راننده ماشین بگیرد. مرد شیشه را پایین کشید تا مزاحم را دک کند ماشین تکانی خورد و صدای برخورد تصادف ماشین با خودرو جلویی باعث دور شدن دختر از ماشین شد. بین راننده ماشین.
دختر به سمت ماشین کناری رفت و اسفندش را دود کرد.

۱۳۹۰ دی ۲۹, پنجشنبه

از دین اهریمنی اسلام بدم میاد میفهمی !

از اسلام بدم میاد . روز به روز از اینکه در کشوری زندگی می کنم که توسط اسلام اداره می شود دلزده تر می شوم. ریشه بیشتر بدبختی ایران همین اسلام عقب مانده است .
حال وحوصله  نوشتن هم ندارم. میخواستم با این تیتر آغاز کنم (( از دینی که دستور قطع کردن دست و پای مخالف را می دهد نباید توقع آزادی داشت ))
این نوشته همین جا تمام!

۱۳۹۰ دی ۱۶, جمعه

عایشه حسود دختر یهودی را گول زد تا تنها سوگلی محمد باشد


محمد : « عااییشه بیا این دختره را روشن کن»

عایشه : « ممد این کیه امروز اوردی خونه  از کجا پیداش کردی »

محمد : « دشمن سابق اسلامه تو جنگ باباش و برادرش را گردن زدم مادرش را هم  دستور دادم ببرند یمن بفروشند شمشیر بخرند خودش هم به من قول داده مسلمون شده و میخواد تو کابین من باشه »

عایشه : « والله التی که تو داری فیل هم نداره  لامصب هر روز چند تا عده داری باز هم سیر نمیشی خجالت نمی کشی زدی باباش را کشتی مادرش هم فروختی بعد اوردیش خونه باهاش بخوابی »

محمد : « این فضولی ها به تو جغل بچه نرسیده پاشو برو اداب اسلام را یادش بده و نوبت براش بذار. امشب هم بیارش تو حجله باهاش کار دارم »

 عایشه  نگاهی به دختر یهودی زیبا رو که محمد به غنیمت گرفته بود  انداخت و اداب کامل اسلام را برایش شرح داد و از قوانین حرمسرای مجمد گفت و شب وی را به حجله برد. محمد  هم شب خوبی را با دخترک یهودی گذراند و نوبت هم خوابی وی را زیاد کرد و نوبت سایر زنان را کم کرد همین موجب حسادت عایشه و سایر زنان شد. بعد از چندی  عایشه به دختر یهودی گفت به محمد بگو « از دست تو پناه می برم به الله »

دختر یهودی در بالین به محمد گفت : « از دست تو به الله پناه میبرم  » و همین کافی بود که رسول الله از او روی گرداند و در جا وی را سه طلاقه کند.

منابع اسلامی شرح کامل این جریان را اورده اند


 

۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

خــــــــــــــــــــواهـــــــــــــــــــــــــر زهــــــــــــــــــــرا

اوایل سال 1358

اخوند محل بدون اینکه نگاهی به برگه بیندازد به زن جوان چادری گفت : خانم جان شما به مسجد کمک کنید ان شالله که مشکلتون حل میشه !
 
زهرا خانم : خــدا به سر شاهده حاج اقا از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون مشکل ما هم سر همین پوله حالا شما امضا بفرمایید ان شالله خودش حل میشه
 
اخوند محل نگاهی به برگه می اندازد و یه نگاهی هم به خانم چادری می اندازد و می گوید : حالا مشکلتون چی هست زهرا خانم ؟

 زهرا خانم : حاج اقا از کجا شروع کنم از وقتی که ساواک مرحوم شوهرم را کشتند تا الان دنبال کارهای شوهرم هستم  تا شهید محسوب بشه اخه میدونید شبونه ریختند تو خانه و بدون هیچ مقدمه ای عباسم را کشتند.

اخوند محل یعنی میفرمایید مرحوم شوهر تان انقلابی بوده  و برای انقلاب شهید شده !

 زهرا خانم : دقیقن حاج اقا شوهرم هر روز تو تظاهرات بود ساواک شوهرم که اعلامیه پخش میکرده را زیر نظر گرفته بود وقتی شب خانه امده بود و تو رختخواب مشغول بودیم  بدون معطلی در را شکستند و شوهرم را بدون شورت از پنجره پرت کردند بیرون !

آخوند محل : حالا چرا بدون شرت از پنجره پرت کردند بیرون !
 
 زهرا خانم:  والله میخواستند قضیه را جوری جلوه بدند که دعوای ناموسی بوده و من پرتش کردم بیرون و رد گم کنند

آخوند محل : بله !

زهرا خانم : حاج اقا با شوهرم در تظاهرات علیه طاغوت اشنا شده بودم. شوهرم از بچه های فعال مسجد این محل بوده هر روز برای نماز ظهر و شب تو مسجد بود . من هم دیدم عباس اینقدر بچه خوبیه راضی شدم خانه پدرم را از بالای شهر ول کنم و بیام جنوب شهر باهاش ازداوج کنم. شب عروسی هم عباس اعلامیه پخش می کرد. همان شب عروسی تو حجله بودیم که یه دفعه ساواکی ها در را شکستند و شوهرم را از پنجره پرت کردند بیرون شوهرم ناکام از دنیا رفت . ساواک رحم نداشت شوهرم را کشت منو بدبخت کرد

اخوند محل نگاهی به  هیکل بزرگ زن جوان انداخت که چادرش از سرش باز شده بود و گفت: که اینطور , عباس را تو همین مسجد دیده بودم ولی مرد نبود
 
زهرا خانم : حاج اقا یعنی چی مرد نبود !؟
 
آخوند محل : والله از شما که پنهان نیست بنده خودم چند ساله تو این مسجد هستم و همه انقلابی های محل زیر دست من بزرگ شدند. عباس را هم از نزدیک می شناختم  از انجایی که سنگ صبور بچه های انقلابی بودم خود عباس به من گفت مردیت خود را از دست داده و مرد نیست. تعجب می کنم چه جوری با شما ازدواج کرده  از اینکه غیبش زده بود تعجب کرده بودیم. حالا هم که فهمیدیم ساواک با این وضع فجیع شهیدش کرده!

زهرا خانم : ولی حاج اقا  عباس خیلی مرد بود شاید از نطر جنسی مرد نبود ولی برای امام هرکاری می کرد از صدتا مرد هم انقلابی تر بود برای همین ساواک اونجوری شهیدش کرد !

 زهرا خانم فهمیده بود که حاج اقا خودش ترتیب عباس را در مسجد داده و فهمیده مرد نبوده بدنبال راهی میگشت که با امضای حاج اقا پول خوبی  از انقلاب بگیره برای همین در ادامه گفت : حاج اقا  نذارید خون عباس پایمال بشه حاضرم برای این شهید هرکاری بکنم . زهرا خانم چادرش را تکانی داد و ازسرش افتاد و زد زیر گریه و ضجه زنان میگفت : عباس کجایی...

 آخوند محل : هم منتظر بود گفت بلعه ما از این عباسها زیاد داشتیم شاید مردانگی نداشتند ولی از صد تا مرد انقلابی تر بودند. من خودم از نزدیک شاهد مجاهدت عباس ها زیر علم اسلام بودم, ما هرچه داریم از شهدا داریم . شما هم باید زدوتر اقدام می کردید . اصلن خودم پیگیر پرونده این شهید میشم. حالا شما کجا زندگی میکنید؟

زهرا خانم: حاج اقا باور بفرماید از وقتی شوهرم شهید شده خانواده شوهرم من را از خانه بیرون کردند اموال پدرم توسط مصادره شده پدرم سکته کرد و مرد. من تک و تنها تو این شهر اواره هستم . نه سر پناهی نه جایی فقط امیدم بعد از خدا به شماست حاج اقا حاظرم کنیزتون باشم

آخوند محل که چشماش می درخشید منتظر این جلمه ها بود که لقمه را بذاره در دهانش گفت : زهرا خانم بنده حاضرم هرکاری برای شما بکنم ولی اینطور نمیشه که یه زن نامحرم مجرد بمونه بهتره جهت پرهیز از گناه صیغه محرمیت بخوانیم تا خودم مشکلاتتون را حل کنم .
 
زهرا خانم هم بدون لحطه ای مکث رضایت خود را اعلام کرد و به عقد موقت حاج اقا درامد .

 در عرض چند روز در کمیته انقلاب محل عکس شهید عباس را اویزان کردند و مقرری برای زهرا خانم تعیین کردند. نام خیابان اصلی محله را شهید عباس گذاشتند. حاج اقا توانست برای زهرا خانم یک خانه مصادره شده  دست و پا کند و بخشی از اموال مصادره شده ابوی زهرا را ازاد کند و مدت صیغه را تمدید کرد. زهرا خانم از این پس در مسجد محل عضو کمیته انقلاب بود و صدایش می زدند خـــــــــــواهـــــــــر زهــــــــــــــــرا !

بعد از چند ماه عمال ساواک هنوز پشت سر خواهر شایعه درست می کردند: خواهر زهرا حاج اقا را با چاقو کشته ولی میگه منافقین حاج اقا را شهید کردند!

یک داستان / داریوش آریایی



۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

امام نقی و اسلام اوردن لیدی گاگا (+18)

این نوشته مناسب بچه های بالای هیجده (18) است

نقل است روزی لیدی گاگا در کوچه پس کوچه های سامرا گم شده بود و از قضا امام نقی در حال عبور گاگای گریان را می بینند که گم شده است. لیدی گاگا با گریه ادرس منزل متوکل عباسی را می پرسد که حضرت متوجه سر وضع عجیب لیدی گاگا می شود و لیدی گاگا خود را خواننده هالیوود معرفی می کند که برای مراسم ختنه سورن خلیفه به قصر متوکل دعوت شده است ولی راه را گم کرده است.
امام نقی با زرنگی خود را فرستاده متوکل معرفی می کند و لیدی را به حرمسرای خود می برد و  دستور میدهد کمی برایش اواز بخواند. سپس وی را عقد موفت صیغه و جماع خشکی با لیدی گاگا می کند
پس از نکاح لیدی گاگا بر اثر خوردن اب کیر متبرک امام نقی اسلام می اورد..
.
 برای همین است که می گویند  اب کیر  امام پاک و مقدس است و شفای دارویی دارد و هر کافری که اب کیر امام معصوم بخوره درجا مسلمان می شود

۱۳۹۰ آذر ۱۸, جمعه

مهدی صاحب زمانی به علت نپرداختن اجاره, بی چاه و مکان شد!


مهدی صاحب زمانی پسر امام عسگری ملقب به امام زمان ( عج ) ( اروحنا فدا ) و بقیه الله و اسامی مستعار دیگر که به مدت 1200 سال را در چاه جمکران اجاره نشین بوده است به علت عدم پرداخت  اجاره خانه اسباب و اثاثیه اش را بیرون ریخته شد .
مهدی که خود را امام زمان معرفی می کند به زبان فارسی اشنایی ندارد و 1200 سال پیش از کشورهای عربی به ایران مهاجرت کرده است و فاقد هرگونه مدارک شناسایی است و در طول 1200 سال گذشته در چاه جمکران مخفی شده است و بدون پرداخت وجهی خودش را به زور در چاه جمکران پنهان کرده بود که  صاحب خانه توانست وی را به علت عدم پرداخت کرایه چاه بیرون بیندازد. 
بدهی امام زمان برای چاه جمکران  سر به فلک کشیده و گفته می شود یکی از دلایل فرار مهدی از چاه جمکران عدم توانایی پرداخت اجاره چاه جمکران بوده است
کسی برای اقایی که 1200 ساله  در چاه زندگی کرده و فارسی هم بلد نیست چاه  سراغ ندارد چون الان این حضرت زمان در خیابانهای قم سرگردان می باشد . لطفا در صورتی که امام زمان را پیدا کردید اطلاع دهید و مژدگانی دریافت کنید .

ما خواستار اخراج اقای مهدی صاحب زمانی  از چاه جمکران هستیم
 

۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

سپاه یزید در شب شام غریبان حضرت زینب ( س) را گاییدند

ساعت دوازده ظهر روز عاشورا سال 61 هجری شمر بعد از تجاوز به امام حسین ( ع) سر امام حسین را برید . حضرت زینب  بعد از ظهر عاشورا به اسارت یزدیان درامد . یزیدیان  به سمت خیمه ها یورش بردند و زنان ال هاشم را به اسارت گرفتند . یزدیان به ال نبی رحم نکردند و به شیوه اسلامی  مورد تجاوز قرار دادند . بعد از اینکه حسابی حضرت زینب (س) را گاییدند . اسرا را به سمت قصر یزید بردند و در شب شام غریبان  شمر و هرمله و یزید سه تایی به نوبت با حضرت زینب که بسیار زیبا رو بود جماع کردند. یزید حضرت زینب را در قصر نگه داشت و  در ازای سکس با حضرت زینب اجازه داشته باشد وی مراسم خطبه خوانی در قصر داشنه باشد. برای همین حضرت زینب شبها مشغول جماع با یزید بود و روزها هم مردم  شام را در گوشه ای جمع می کرد و از شهادت و مظلومیت حسین سخن می گفت و این چنین شد که  حضرت زینب با درایت و جماع با یزید اسلام را نجات داد و شورحسینیو عاشورا را زنده نگه داشت .
 اگر امروز هیئت های عزاداری برای مرگ حسین عزادار هستند به خاطر سکس هایی مصلحت امیزی است  زینب انجام داد اسلام را نجات دهد و رفته رفته سکس پارتی زینب تبدیلبه هیئت های عزا داری حسین پارتی شد و تا ابد برگزار خواهد شد    

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

هجو نامه کربلا / برداشتی آزاد از واقعه حماسی جانگوز کربلا


هجویات کربلا مناسب بچه های زیر 18 سال و متعصبان بالای 18 سال نیست


 //هجویات کربلا سروده دیوانه شوریده حسین//
 
 بزن بر کس و کون که حسینم وارد شهوت سرا شد /
 باز این چه کــیر است که در کــون  جهان است /
باز این چه شورش که در سکس با حسین است /
کون حسینم پاره گشت زکیر شمر خر کیر ملعون /
 شمر چنان کرد راست که گویی فیل ابابیل بر مور /
بنمود حسین را چنان که خم از چم چاخچی بخاست/
فشار براورد بر حــســین که آه از نهادش بخاست/
هنگام انزال حسین کون پاره بانگ براورد انالحق/
عرش کبریای الله به لرزه فتاد ز فریاد حسین معلق /
حسین ز نامش پرسان شدکه کیستی کیر کبیر خفن /
اموی بخندید و بگفتا مادرم نامم نهاده فاعل حســین /
اموی ماتحت رها گشتی بر دهان حسین راست کردی/
شمر چنان الت بر دهان حسین کردی که قطار بر تونلی/
کرد کیر خدنگ به کام حسین بازستد جان به الله راجعی/
ملعون با اشارتی بر کیر گران سر از تن حسین کرد جدا /
فزون گشت دشت  کربلا زخون مبارک ماتحت حسین/
 حرمله کون طغار رحم نکرد بر علی اصغر شیرخواره/
علی اکبر بگایید هچمو علی اصغر که ناکام رفت ز دنیا /
 ابوالفضل آن سیما رو زیبا را بگاییدند از هشت جهت /
امویان نبود یارای مقاومت زماتحت سهمگین ابوالفضل /
 بـول ابـول را ببرید اموی و بیاویخت بر دهان ابـول/
در ظهر سوزان کربلا سرانجام پاره گشت کون ابول /
کس زینبم جر خورد در سکس پارتی یزید کون برشته /
سجاد بیمار رحم نکردی به اسارت بگایند آن تن بیمار /
فغان شد جهان ز بی ناموسی امـوی بهر سادات نبی /
از عرش کبریا جبریل دوا آورد بهر کون پاره حسین/
رقیه گشت هلاک زیر کیر دراز ذوالجناح حــســین /
خورشید گریست بهر محنت جانگوز اهل بیت نبی /
سپهر آسمان غــرید بــر مصیبت پارگـان ال نبــی/
بگذشت هزار و چهارصد و اندی از حماسه حسین/ 
 بزد زنجیر و تیغ بر پیکر به یاد کون پاره حسین /
چنان بر طبل و کوس بعد از چهارده سده بکوفتا / 
که گویی خون کون حسین جاریست در دشت کربلا /
حسین با حوری وغلمان در جنت به عیش و نوش /
هوادارش به عزای خون ماتحت حسین به چلو خوری/
رگ گردن بر افراشته زیر علم ابوالفضل کون فلک  /
نیست هرج بر فرومایه که نام بود دیوانه زنجیری حسین/ 
شرم نداری مردک  اسم بودی مجنون زینب کس پاره /
هوار زند انآ کلب حسین  انآ محب رقیه  انآ کس لیس زینب /
نبود در میانشان عقل و خرد تا بود خونخواهی کون حسین /
حماقت بس که دخیل بندی به کودک شاشو شیرخواره اصغر/
گفتار داریوش پایان رسد خرافات اندر دهه محرم نبود پایانی /


۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه

سکس پارتی حضرت زینب در بارگاه یزید


بعد از وقایع دهشتناک عاشورا که منجر به شهادت  امام حسین و 72 تن از یاران ایشان گردید یزدیان سر امام حسین از بدنش جدا کردند و حضرت زینب (س) به دربار یزید منتقل شد. ولی حضرت زینب کوتاه نیامدند و اقدام به کار زینبی در جهت اشنایی مردم با سیره امام حسین و علویان کردند.
 حضرت زینب به اسارت امویان درامدند و  به دربار یزید راه یافتند و برای جلب توجه مردم و یزدیان اقدام به برگزاری اولین سکس پارتی در قصر یزید کردند که مورد استقبال یزید هم قرار می گیرد و با این شیوه اسلام را نجات می دهد و مردم را از وقایع عاشورا اگاه می سازد .
حضرت زینب وظیفه خطیری داشت تا وقایع عاشورا را به گوش جهانیان برساند و هیچ راهی جز نزدیکی به دربار نداشت و با توجه به خلاقیتی که داشت سکس پارتی را به دربار یزید می برد تا بدین وسیله مردم را  از کربلا اگاه کند .
گفته می شود حضرت زینب مدیریت سکس پارتی  قصر یزید را برعهده گرفتند و توانستند با مدیریت خوبشان دربار را از عاشورا مطلع کنند
 دریکی از همین سکس پراتی های دربار توانستند مخ یزید را بزنند و امام سجاد بیمار را از زندان ازاد کنند و کیسه پول خوبی هم گرفتند
به همین مقدار بسنده می کنیم تا جوانان امروز بدانند  قیام امام حسین و واقعه عاشورا چگونه حفظ شده است و باید قدران افشاگریهای حضرت زینب در بارگاه یزید باشیم که برای زنده نگه داشتن عاشورا تن به سکس پارتی دادند و اینگونه اسلام را نجات دادند .
  

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

حضرت معصومه عمر پربرکتش را صرف ترویج صیغه موقت به شیعیان قم کردند


image

هرزه معصومه (س)خواهر گرامی هرزه امام رضا (ع) که برای دیدار برادر خود از عربستان به ایران سفر کردند. هرزه معصومه قصد داشتند خودشان را به توس ( مشهد الرضای فعلی) برسانند ولی در شهر مقدس متوجه می شوند صیغه موقت در ایران مجهول مانده است و مسلمانان شیعه علوی صیغه را فراموش کرده اند و برای یاد اوری سنت پسندیده صیغه در شهر قم بیطوته می کنند. علمای اسلامی را با صیغه موقت اشنا می کنند و با ارسال نامه ای به امام رضا اطلاع می دهند که مورد موافقت هرزه امام رضا قرار می گیرد و به هرزه معصومه ماموریت می دهند همچنان در شهر قم بماند و سنت نبوی صیغه را به علمای شیعه اموزش و ترویج دهند. هرزه معصومه راسخ تر از گذشته به ماموریت خود ادامه می دهند و علاوه بر اجر معنوی از صیغه موقت لذت وافر جنسی کسب می کنند. در روایت امده است بقدری اموزش صیغه موقت سخت بوده است که  هرزه معصومه تا اخر عمر درقم می ماند و تا پایان عمر گوهربارشان برای اجرای سیره نبوی هر روز به صیغه موقت علویان و سادات قم در می ایند.
برای همین حوزه علیمه قم ضمن گرامی داشتن سنت ترویج صیغه موقت اسلامی اقدام به  تاسیس متعه خانه در حرم هرزه معصومه (س) ایجاد کرده اند که روح ان هرزه همام را شاد گردانند . لذا زوار محترم حرم هرزه معصومه اینک با فراغ دل می توانند دختران طلبه و دختر های علمای حوزه علمیه قم را در حرم هرزه معصومه به صورت موقت صیغه کنند و  زنان مسلمانان را شیرین کام کنند   

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

گریز از توهم تاریکی در جزیره شبانه



سکوت وهمناکی بر فضای سنگین دخمه چیره شده بود. جلوتر رفت. دریچه ای را باز کرد و وارد دالانی شد, با اینکه هوا تاریک شده بود ولی هنوز چشمش اشیا را می دید. ناگهان صدایی توجهش راجلب کرد. در سوسوی تاریکی بدنبال صاحب صدا بود. پایش به چیزی گیر کرد و روی زمین افتاد. خودش را به زحمت بلند کرد ولی پایش درد می کرد. لنگ لنگان در تاریکی گام بر می داشت. می دانست اگر حرفی بزند کارش تمام می شود. فایده نداشت هوا تاریک شده بود و پیشروی سخت شده بود. صدا بار دیگر به گوش رسید. این بار پژواک صدا هم به گوش می رسید. مسیر را گم کرده بود. سعی می کرد به دیوار نزدیک شود. هرچه تقلا می کرد بی فایده بود. سرگردان شد بود. صدا نزدیکتر شده بود. چشمهایش چیزی جز تاریک نمی دید. نه کبریتی داشت و نه چراغی , از سر درماندگی بروری زمین نشست وخود را اماده مرگ کرد. به خودش می گفت : «لعنت بر این زندگی ببین تو چه مخمصه ای گرفتار شدم . شاید بهتر بود به حرفهایش گوش نمی دادم. اگر از این جا بیرون برم ...» 
-( البته اگر از اینجا بیرون بری ) بار دیگر در گوشش صدایی امد -( البته اگر از این جا بیرون بری )
 وحشت کرده بود. حتی فکرش را می خواند. خواست بگوید کی هستی ولی اگر حرفی بزند کارش تمام است. در ذهنش گفت : « توکی هستی » ولی صدایی نیامد. به خودش گفت : « خیالاتی شدم کسی اینجانیست » بار دیگر صدا امد خیالاتی نشده ای من اینجا هستم .
چند ساعتی در تاریکی به سر برده بود. تحملش طاق شده بود و به خودش گفت : « خسته ام راهی برای خلاص از این وضعیت وجود دارد هرچه در دل دارم بر زبان میارم » صدا امد سکوت کن وگرنه کشته میشوی.
به خودش گفت : من دیگر طاقت ندارم  تا ساعاتی دیگر از تشنگی خواهم مرد فریاد زد : توکی هستی !
از رختخواب بلند شد و جرعه ای اب نوشید و سپس دراز کشید بار دیگر به خودش گفت : گریزی از توهم شبانه نیست/

یک داستان / نوشته داریوش اریایی

۱۳۹۰ آبان ۱۵, یکشنبه

دایناسور جدیدی کشف شد / تصویر منتشر شده از الله ساروس


به گزارش خبرنگار شیهه انلاین علمای اسلامی همزمان با مناسک الهی حج گونه جدیدی از دایناسور را در سرزمین مقدس عربستان کشف کرده اند.

 
 
شیهه انلاین گزارش داد علمای اسلامی شیعه و سنی به مناسبت شباهت بی نظیر این دایناسور به صفات الله  نام این دایناسور را  ( الله ساروس ) نامگذاری کرده اند.
 از مهمترین ویژگی های دایناسور الله ساروس می توان گفت این دایناسور به معنی واقعی کلمه قادر مطلق است .
 از ویژگی های دیگر می توان به رحمان و رحیم بودن و ستار العیوب بودن و مکار و حیله گر بودن اشاره کرد.
 

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

امام نقی و صیغه کردن نوزاد شیرخوار

-روایت از سیره امام نقی/
امام نقی مردی عادل بود که حتی در صیغه کردن زنان و دختران اعتدال را رعایت می کرد 
امام نقی بدون هیچ چشمداشت و طمع جنسی برای دور کردن گناه زنان  و دختران صیغه می کرد. امام نقی حتی از دختر بچه های بی پدر هم مراقبت می کردند و نوزادان شیرخوار را بسیار دوست داشتند و اولین بار که نوزادی را صیغه کردند بعد از جماع با کودک شیرخوار متوجه شدند که نوزاد بر اثر فشار کشته شده است. امام نقی با علم لدنی دریافت روش کام گیری از نوزاد شیرخوار با روش کام گیری با کنیزان بالغ فرق دارد و باید روش دیگری را مورد استفاده قرار دهند. امام نقی بعد از این واقعه  به هنگام صیغه کودکان با ایجاد روش ابداعی ( مالیدن ران ) نوزاد دختر شیرخوار جوری از شیرخوار کام می گرفتند که خطری متوجه شان نباشد و اینگونه شد که در شیعه صیغه کردن دختر نوزاد حلال شد.
 
از افتخارات شیعه کام گرفتن از نوزاد شیرخوار به روش امام نقی است/ ( وضیح المسایل خمینی )

-روایت دوم از سیره امام نقی /
امام نقی (ع) یک شب به اشتباه وارد منزل زن شوهر داری شدند و چون فکر می کردند منزل خودش است  با زن همبستر شدند و مشغول نکاح بودند که شوهر زن سر رسید و به امام نقی فحش میدهد و امام نقی را به زنا با زن شوهردار متهم می کند. شوهر زن به سمت امام نقی حمله ور می شود ولی امام از خود دفاع کرده و با قمه سر مرد را می برد. امام نقی می گوید معصیت شده ولی زنای صورت نگرفته است.  بعد از این واقعه امام هر شب به صورت ناشناس به منزل زن بی شوهر می رفت و سیره علوی را در حق زن ادا می کرد و یک قرص نان به زن بی شوهر میداد و زن را از فحشا دور می کرد.
 
 از افتخارات شیعه همانا همبستری  با زن دیگران بر فرض اینکه زن خودش است زنا محسوب نشده بلکه معصیت تلقی می شود( توضیح المسایل مراجع شیعه )

۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

بعد از شهادت مظلومانه امام نقی زنان سامرا به فحشا کشیده شدند



روایت اول از شبهای سامرا /

امام نقی همچون سیره علوی شبها به صورت مخفیانه کیسه های غذا را بین خانه های بی سرپرست پخش می کردند  و برای اینکه زنان بی شوهر و دختران بی پدر در معر گناه قرار نگیرند و مرتکب فعل حرام زنا نشوند بصورت ناشناس هرشب با صدهها زن و دختر مستضعف صیغه می کردند و قرص نانی به انها می دادند.
 چون صبحها امام نقی خسته به منزل بر می گشتند و تا شب استراحت می کردند کنیزان و زنان رسمی امام نقی دل خوشی از امام نداشتند .
عمال ستمگر خلیفه بنی عباس بعد از اینکه فهمیدند امام نقی زنان و دختران سامرا را از گناه بدور نگه می دارد  به دستور خلیفه به یکی از زنان بی شوهر دو قرص نان دادند که در اب انگور امام نقی سم بریزد وامام نقی اینگونه به شهادت رسیدند. 
 زنان سامرا بعد از شهادت امام نقی دریافتند کسی که هرشب با آنها می خوابیده کسی نیست جز امام نقی (ع)
 
-----
 
 روایت دوم از سیره امام نقی  /

یک شب امام نقی ادرس را اشتباه رفت و در حین پخش غدا به منزل خود می رسد بعد از در زدن , زنان منزل اظهار می کنند شوهرشان توسط خلیفه کشته شده است . 
امام نیز بدون هیچ چشمداشتی زنان را صیغه کرده و با زنان خودش هم خوابگی می کند و چون تعداد زنان و کنیزان زیاد بود امام نقی تا صبح مشغول به کار می شود  و در روشنایی صبح  متوجه اشتباهش می شود و نقابش را بر می دارد و زنان را به شدت تنبیه می کند


۱۳۹۰ مهر ۱۸, دوشنبه

ننگ بر محمد بن عبدالله شلاق بدست که توحش را به آیندگان یادگاری داد


دین اسلام توحش کامل است / دینی بازمانده خرافات اعراب بدوی حجاز / دینی در ادامه توحش اعراب بیابانگرد / دینی که افتخارش کبود کردن بدن انسانهاست / دینی که برای گسترش خود دستور به قتل و شلاق زدن انسانها می دهد./
محمدبن عبدالله تحمل انتقاد را نداشت. برای همین منتقدانش را به قتل می رساند و یا شکنجه می کرد. برای گسترش توحش خود قرانی از خود بر جا گذاشت تا بر طبق سیره نبوی توحش را بر مردم اجرا کنند. محمد بن عبدالله برای کسانیکه شرب خمر می کردند شلاق بدست می گرفت. محمدبن عبدالله برای کسانیکه با رضایت یکدیگر ارتباط جنسی برقرار می کردند شلاق بدست می گرفت. محمد برای کسانیکه مخالفش بودند شلاق به دست می گرفت. محمد بعد از مرگ شلاقش را به جانشینانش داد. امروز هم سید علی خامنه ای خود را جانشین رسول الله می داند و به حکم اسلام تازیانه در دست گرفته است و مردم را شلاق می زند .
 
ایات شلاق زدن در قران زیاد است برای نمونه به سوره نور در خصوص شلاق زدن توجه کنید :
به هر زن زناکار و مرد زناکاری صد شلاق بزنید و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید در دین خدا نسبت به آن دو دلسوزی نکنید و باید گروهی از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند (۲) مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار جز مرد زناکار یا مشرک را به زنی نگیرد و بر مؤمنان این امر حرام گردیده‌است (۳) و کسانی که نسبت زنا به زنان شوهردار می‏دهند سپس چهار گواه نمی‏آورند هشتاد شلاق به آنان بزنید و هیچگاه شهادتی از آنها نپذیرید و اینانند که خود فاسقند (۴)
 
شلاقی که امروز بر تن جوانان ایرانی وارد می شود همان شلاقی است که محمد بن عبدالله در 1400 سال پیش تن مخالفانش را سیاه می کرد.
در قوانین قوه قضاییه جمهوری اسلامی امده است زنان بی حجاب, مشروب خورها و مخالفان و منتقدان ولی فقیه ( سید علی خامنه ای ) و رییس جمهور ( احمدی نژاد) شلاق می خورند و این قوانین بر گرفته از دین سراسر خرافه اسلام است.
دیروز سیمه را شلاق زدند امروز پیمان عارف را به جرم توهین به ا. ن سیاه کردند . 
شرم بر پیروان دینی که سکوت می کنند . ننگ بر اسلامی که برای اجرای دستوراتش تازیانه به دست می گیرد 



نوشته شده توسط داریوش آریایی
 

۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه

محمد 54 ساله ای که با کودک 6 ساله نکاح کند , پیامبر نیست


_/ محمد قداره بندی که افتخارش جنگ , عزوه و جهاد است, پیامبر نیست /
 
_/ محمد 63 ساله ای که به هنگام مرگ دهها زن و کودک برای تجاوز جنسی در کابینش دارد, پیامبر نیست /
 
_/ محمد جلادی که بر تن مردمی که جرعه ای مشروب نوشیده اند شلاق می زند, پیامبر نیست /
 
_/ محمد سفاکی که خون هزاران انسان بی گناه یهودی مسیحی و بی خدا را می ریزد, پیامبر نیست /
 
_/محمد بیمار جنسی که به زنان و دختران اسیر تجاوز می کند, پیامبر نیست / 
 
_/ محمد شیادی که می گوید ماه را دو شقه کرده است, پیامبر نیست / 

_/ محمد وراجی که می گوید غیر مسلمان به جهنم می رود, پیامبر نیست / 
 
_/ محمد شارلاتانی که با یک الاغ به فضا می رود, پیامبر نیست /
 
_/ محمد دودوزه بازی که  الله اش مکارو خدعه گر است, پیامبر نیست / 
 
_/ محمد دورغ گویی که در کتابش نامسلمان را کافر و نجس میشمارد, پیامبر نیست / 
 
_/ محمد قمه کشی که با شمشیر دینش را گسترش می دهد, پیامبر نیست / 
 
_/ محمد شریری که  پیروانش در 1400 سال شرارت می کنند, پیامبر نیست / 
 
_/ محمد جنایتکاری که به زور قمه چادر بر سر زنان می کند, پیامبر نیست / 
 
_/ محمد آدمکشی که خودش به زنان اسیر تجاوز می کند ولی زناکار را اعدام می کند, پیامبر نیست /

_/ محمد خرافه پردازی که خرافه پردازی را به جای خردگرایی ترویج داده,  پیامبر نیست / 



۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

خانواده دکتر سید نقی

 
 داستان خانواده دکتر سید نقی
خانواده دکترسید نقی زندگی خوبی در ایران دارند. دکتر نقی پژشک حاذق و بسیجی ولایتمداری است که سر آرمانهای امام راحل ایستاده است و بدون دریافت پول بیماران را درمان می کند ولایتمداری دکتر نقی شهره افاق است. دکتر نقی بعد از دریافت حکمی از وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران همراه با خانوداه اش  با کشتی به استرالیا اعزام می شود تا در بخش پزشکی سفارت جمهوری اسلامی در کانبرا  پایتخت استرالیا مشغول به کار شود. در میانه سفر کشتی دچار حادثه می شود و سایر مسافران کشتی کشته می شوند به جز خانواده دکتر نقی که در ارامش مثال زدنی در حال تسبیح و دعا بودند و توسط فرشتگان از مرگ نجات پیدا می کنند. خانواده دکتر نقی ببا قایق شکسته ای خودشان را با هدایت امام زمان به یک جزیره می رسانند و در جزیره غیر مسکونی گرفتار می شوند. دکتر نقی با مهارت خودشان قبله را شناسایی می کنند و نماز جماعت را در اول وقت در جزیره به جا می اوردند.  در ماه محرم برای امام حسین عزاداری و سینه زنی در جزیره متروکه به راه می اندازد. دکتر نقی از خانوده اش می خواهد شئونات اسلامی را در جزیره متروکه رعایت کنند و برای همین ( کلثوم ) همسر و ( زینب ) دخترش همواره در جزیره چادر بر سر دارند و با حجاب هستند و غلام عباس ( پسر دکتر نقی ) نیز به محرمات احترام می گذارد. دکتر نقی خوردن گوشت حیوانات حرام گوشت را اکیدا منع می کند و اجازه نمی دهد غذای حرام خورده شود. در ماه رمضان هم روزه می گیرند و در عید قربان هم به جای گوسفند یک کانگورو قربانی می کند . دکتر نقی همواره برای حل مشکلات رساله امام خامنه ای در دست دارد. دکتر نقی با  رساله حضرت اقا خانواده اش را به اسلام نزدیکتر می کند و در پایان سریال هم بومیان آدم خوار جزیره را مسلمان شیعه می کند.