۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه

مصاحبه با لورن بوث خواهر زن تازه مسلمان شده تونی بلر

 
کیهان قهو ه ای گفتگوی کوتاهی با خانم لورن بوث  خواهر زن تونی بلر دیکتاتور سابق انگلیس که به تازگی به دین مبین اسلام مشرف شده است  به صورت اختصاصی انجام داد.

 خانم بوث در پاسخ به چگونگی  اسلام اوردن خود گفت :

 بسم الله الرحمان الرحیم
 بنده در کشور الحاد و کفر و سرمایه داری بریتانیای خبیث بدنیا امدم و پدر و مادرم مسیحی هستند . شوهر خواهرم تونی  یک صهیونیست به تمام معناست و جز جنایت و شرارت کاری برای مردم انگلیس نکرده است و رفتارش با خواهرم بسیار زشت و زننده است و به هیچ وجه همسرش را کتک نمی زند و تنبیه نکرده است و به یک زن اکتفا می کند . دورغ هم میگه روزی یه سوره از قران کریم الله را ختم میکند .در صورتیکه  خودم دیدم تونی بلر در خانه قران را تف کرد و بعد روی قران پرید بعدش هم قران اتیش زد .
زن سالاری در انگلیس و ممالک اروپایی بیداد می کند . تک همسری رایج است  وسنت الهی الله  که ازدواج یک مرد با زنان متنوع ممنوع است . سکس گروهی ببخشید ازدواج گروهی رسمیت ندارد . کنیز گیری و برده برداری توحش نامیده می شود و به موجب قوانین فعلی رسمیت ندارد و این مایه نگرانی است که حدود اسلامی نظیر قصاص قتل – قطع ید – سنگسار – قطع پا – شلاق زدن – پرتاب از بلندی – اتش زدن – گردن زدن با شمشیر – و ... که سنت پیامبر اکرم (ص) است در بلاد انگلیس به هیچ وجه اجرا نمی شود .
درباره شوهرم نیز با گفتگو های طولانی ایشان را راضی کردم  به دین مبین اسلام  دراید و بزودی دختر جوانی باری شوهرم در نظر گرفته ام تا بخشی از نیازهای جنسی شوهرم را براورده کند که ایشان با کمال میل تن به این خواسته اسلام داده است و از دین اسلام  خوشش امده است .
من زمانیکه ایت الله العظمی سید علی خامنه ای ولی امر مسلمین در قم تشریف داشتند در استانه حضرت  معصومه ( س) به اسلام مشرف شدم .
بنده نیز مانند پوتین در چهره ایت الله خامنه ای حضرت مسیح را می بینم ایشان نایب امام زمان و الله بر روی زمین هستند که ان شالله حکومت دیکتاتوری انگلیس نابود شود و اجرای احکام به دست ولی فقیه عادلی چون ایت الله خامنه ای در انگلیس اجرا شود و حکم بسیار مترقی سنگسار قصاص قتل – قطع ید– قطع پا – شلاق زدن – پرتاب از بلندی – اتش زدن – گردن زدن با شمشیر –و ...   در انگلیس اجرا شود


۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

روز پدرقمه کش بر همه قمه کشها مبارک باد


ولادت با سعادت  مولد کعبه حضرت امام علی ( علیه سلام ) بنام روز « پدر قمه کش » در تقویم رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است  .

مناسبت نامگذاری فرخنده روز پدر قمه کشی بر اساس قمه کشهای آن امام همام است که در برای جهاد  فی سبیل الله از هیچ کوششی فرو گذار نکردند و همواره با خود قمه حمل می کردند . امام علی ( ع) برای اجرای حدود و دیات همواره قمه را تیز می کردند . بیشترین وقت امام علی صرف تیز کردن قمه مبارکشان بود که با سر کافران , محاربین  , فتنه گران , مارقین , ناکثین و همه مخالفان را می برید . 
 حضرت علی ( ع ) تیغ از پی حق می زد . بزرگترین حماسه قمه کشی امام علی  حماسه همیشه جاوید گردن زنی 700 یهویدی فتنه گر در بنی قریظه است که یک تنه سر بریدند . این امام بزرگوار با قمه متبرک شده به لفظ جلاله الله را بر گردن  یهودیان محارب می گذاشتند و مانند کره می بریدند .
 قمه کشهای عزیز روز پدر قمه کش های عالم خجسه و میمون باد .

 

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

پسر نوح در برابر توهمات پدرش بر می خیزد


احتمالا داستان کشتی نوح را شنیده اید . در بخش از داستان افسانه ای طوفان نوح آمده است که نوح پس از ساخت کشتی و جمع آوری حیوانات  پسرش را دعوت می کند در کشتی نوح همراه حیوانات سورا شود تا از عداب مسخره آلهی نجات یابد که با خنده پسرش مواجه می شود .
 پسر نوح به پدرش می گوید : 
« برو به جهنم ! کسی کمک تو و آن شیاد جنایتکار را نمی خواد , من آزاد هستم , نه بنده توهمات و موهوماتی که در سر تو رفته . »
بعد از بارش باران و بالا آمدن آب بروی سطح زمین  , پسر نوح  بروی یک الوار شناور است که نوح به پسرش می گوید :
« به کشتی من بیا و نجات پیدا کن ! »
پسر نوح در پاسخ می گوید : 
« حاضرم بمیرم ولی در کشتی خدایی که تحمل دگر اندیشی را ندارد وارد نشوم . ننگ بر خدای ستمگرت که تنها به جرم خداناباوری , میلیونها انسان را  که در بین شان کودکان چند روزه است را نابود می کند . میلیاردها جانور , حشره و گیاهان و درختان را به زیر می برد و نابود می کند . این خدا نیست این اهریمن است  »
 پسر نوح نفسی تازه می کند و ادامه می دهد : 
« پدر  از تو می خواهم از سرشت اهریمن دوری کنی و اهریمن را یاری نکنی . من میمیرم ولی ذلت و خواری پناهندگی  به اهریمن را نمی پذیرم  .»
 
بخش بزرگی از جوانان امروز جهان  دیگر به اهریمنی که نوح می پرستدید اعتقاد ندارد و حاضر است بمیرد ولی سوار کشتی حماقت نوح نشود .


۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

سکس با حضرت فاطمه زهرا


پرسش های شب قبر خیلی سخت بود ولی با استمداد از امام سجاد همه را جواب دادم  . باور کردنی نبود فرشته من را در اغوش گرفت و به بهشت وارد کرد . فرشته گفت همانا پاداش مومنان  جنت وعده داده شده است . 
 جنت همان توصیفی بود که در قران کریم امده است  . رودهای روان زیر پایم بود . میوه های زیادی بر روی درختان بود همین طور مغ بچگان نزد  بهشتیان می امدند وشراب می دادند . جای بسیار باصفایی بود . بار دیگر الله را شکر کردم .
 یکی از دوستان قدیم را پیدا کردم , مرا با چند حوری  که همیشه باکره می شدند اشنا کرد . سکس پارتی در بهشت بهترین تفریح برای مومنان است . بهترین لذتی نصیب مومن می شود سکس با حوری ها 9 ساله بهشت بود تنوع در سکس با چند میلیاردحوری  موجب میشد دلزدگی بوجود نیاید . همه اولیا و اوصیا بودند . برای اولین بار  سلمان فارسی در یکی از بهترین قصرهای بهشت چند میلیون حوری داشت را زیارت کردم . 
 علی ابن ابی طالب  در بهترین طبقه جنت همراه چند میلیارد حوری در بزرگترین قصر جنت زندگی می کرد که قرار بود در رکوردی جدید  بزرگترین سکس گروپ بهشت را ترتیب دهد و از من هم دعوت شد به خانه علی ابن بی طالب بروم .
قصر امام علی خیلی وسیع و بزرگ بود . در تالار اصلی چند میلیارد حوری اماده بودند با مومنان سکس کنند , بعد از خوردن شراب از دست غلام بچگان  قصر امام علی به سمت یکی از اتاقهای قصر رفتم  . در را باز کردم  و هنگام ورود حوری بسیار زیبایی نزدم امد و مرا در اغوش گرفت . حوری  خود را فاطمه زهرا دخت نبی اکرم ( ص) نامید که  تعجب برانگیز بود  اولین زن علی ابن ابی طالب  در جنت به شکل حوری در آمده بود .
فاطمه خیلی شهوتی و حشری شده بود , فاطمه از اینکه در چند هزار سال گذشته اجازه سکس نداشته بود ابراز گلایه کرد و گفت بعد از اینکه با لگد عمر لعنت الله علیه کشته شدم و به بهشت امدم با اصحاب پدرم زندگی خوبی داشتم و هر روز با صحابه صدر اسلام  هم خوابه می شدم تا اینکه  علی هم توسط ابن ملجم ملعون  کشته شد . علی به محض ورود به جنت گفت : خوش ندارم فاطمه با مردی هم خوابه شوی و مرا چند هزار ساله در اتاق زندانی کرده است ولی خودش  هر روز با چند میلیون حوری سکس می کند .  حتی به الله اعتراض کردم ولی علی حتی فرشته های پیک را خریده و اجازه نمیده با الله و پدرم  در اتباط باشم . پدرم که چند میلیارد حوری شبیه عایشه دارد و حتی به من هم فکر نمی کند .
 فاطمه داستان جانسوزش را برایم تعریف کرد و از من خواهش کرد با هم فرار کنیم و در قسمت دیگری از بهشت زندگی کنیم ولی در همین هنگام در اتاق باز شد . یا الله خود علی ابن ابی طالب  بود قمه اش را در دست گرفته بود و « هیهات من الذله » سر می داد و به سمت من حمله ور شد تیغ سرد  را بروی بدنم حس کردم  وقتی بیدار شدم دست سرد علی هنوز بر روی بدنم بود .
 --------------
علی گفت :« چته  اینقده شلوغش کردی گارداش آسایشگاه را گذاشتی روسرت . فاطی کیه دیگه ....»
--------------
رسیده بود بلایی اما به خیر گذشت امام علی قول میدم اگر بیام بهشت حتی به فاطمه هم فکر نکنم .

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۴, شنبه

دردهای فراموش نشده 1400ساله گبرک

دختر چند روزی بود بین رجال دست به دست چرخیده بود . این بار دخترک با یک شمشیر مبادله شده بود . رجلی که اینک مالکش شده بود  قدی کوتاه وشکمی ستبر داشت . سری کچل و ریش بلندی داشت که بروی گونه اش چاک زخمی قدیمی از جاهلیت خوش می درخشید و صورتش را وهم ناک کرده بود و با چشمهای سیاه خون آلودش ترس را در دل دخترک می کاشت .
 برای دخترک هنوز پذیرفته نبود که با چنین انسانهایی روبرو شده است و گویی در کابوسی ابدی در کتار اهریمن زیست می کند .
در خیمه رجل چند تن از زنان و دخترکان دیگر در نوبت والی بودند . رجل با حرارت تکلم می کرد و از تملک شدگانش خواسته بود وی را والی بخواننند و تشهد به جا آورند .
دخترک در نیمه هوشیاری و از ترس گواهی نارسایی بدون آنکه دریابد چه معنایی دارد بر زبان جاری ساخت. نگاه سراسر خیره رجل مانند عفریت خشکسالی ,  غم و اندوه را بر چهره دخترک به همراه می آورد .
 دختری همسن و سال خودش نیز همچون او خانواده اش را در یورش رجلان پابرهنه از دست داده بود و از والی گفت : « خوش ندارد بیرون خیمه  موهایت بازبماند و سفارش کرده است  زبان عجم را فراموش کنیم و به زبان والی تکلم کنیم و ایین والی را تبعیت کنیم . »
 رجل به جامهای نقره ساسانی علاقه مند بود . والی بعد از برپایی نمایش ظهر در معامله ای یکی از کنیزانش را با جام نقره ای مبادله کرد و به خیمه بازگشت و نوید داد به زودی به دیارش خواهند رفت و بار دیگر تاکید کرد آیین حنیف والی را فرا بگیرند .
رجل از دختر پرسید چه نام داری ؟ یکی از زنان که به عربی مسلط بود از دختر پرسید نامش را بگوید . دختر نام نرگس را بر زبان اورد .
رجل نام نرکس ,  نرقس و نرکس را  تکرار کرد و گفت :« از این پس نامت نرجس است .»
نرگس در موقعیت مناسبی توانست خنجری در لباسش پنهان کند و منتظر راهی برای فرار بود .
رجل بعد از برپایی نمایش شب  .
 به کنیزانش نزدیک شد و اشاره کرد برای نکاح آماده باشند . فرصت خوبی برای نرگس بود , تا از شر رجل و عقاید اهریمنی اش رها شود .

 رجل با یکی از کنیزان در بستر بود که نرگس توانست گلوی رجل را با خنجر زخمی کند ولی توان فرو کردن کامل خنجر را پیدا نکرد و ضربه رجل نقش بر زمین شد . رجل صدای گنگی سر داد ولی خیلی زود صدایش قطع شد و بیهوش در بستر افتاد و به دیار اهریمن رهنون شد و به گواهی دهندگان پیوست .
 بعد از برپایی نمایش صبح به جماعت  مقدمات آیین توحش سنگ برگذار شد .
 جسد سنگسار شده نرگس هنوز در بیابان رهاست.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۱, چهارشنبه

طرف تو مکه بدنیا آمده و درگذشته ولی بعد از 1400 سال در ایران چند هفته را ایام فاطمیه نامگذاری کردند و یه روز هم تعطیل رسمی کردند !


بعد هم مهمترین کارش این بوده قمه خونی شوهرش را که باهاش سر میبریده را حسابی تو تشت میشسته  و از سن 9 سالگی تا هیجده سالگی  به دستگاه تولید مثل حضرت و امام مشغول بوده!!!
 بعدهم  نه قبرش تو عربستان معلومه و نه کسی یادشه این مامان معصوم وجود داشته و در بلاد سنی مذهب نه مراسمی براش می گیرند و نه هفته ای براش نامگذاری می کنند و حتی یک ثانیه  هم برای مرگ یا تولد فاطی تعطیل نمی کنند . !

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳, سه‌شنبه

پس مانده های گوز 57

در هیاهوی هیچ , برای واپس گرایی اسلامی , کژی و نکبت و سوگ چیره گشت 
 چند نسل سوختند در آتش بی خردی , هان که می خوانی این سخن
آگاه باش که گوزیدن مردمی در نابه هنگام 57 , برجای ماند پس مانده ای از 57
پدید آمد فرهنگی عرب زده , سرگردان در میان ایرانیت و اسلامیت 
نسل ها چون جایگزین پسین شدند , گویی نبود اندیشه ای در پیشرفت 
همه بود که چه کنم , چه بپوشم , چه بخورم , تا تنی به اسایش گذارنم 
شکوه و بزرگی شده در اینکه چکونه گلیمی ز آب بیرون کشم 
پس مانده های گوز 57 شد اسیر توهم دود و ترس و شهوت نمایی
نبود میان پس ماندگان 57 خردی , همه شده بود خود پرستی 
هز از چندی اژدهاگ می کرد انتخاباتی , می افکند تخم شور بین پس مانده ها
 همه می شد که چه کنم انتخاب , از جانب چه کس کنم حمایت 
 می افتاد در چرخه اهریمن , در پی گمراهی می کرد انتخاب 
 آژدهاک پیشین می کرد خدعه و نیرنگ , در ده سال بود همین
اژدهاگ پسین همین بسنده که روی اهریمن را می کرد سفید 
 ....
درود بر ایران زمین شد ورد زبانم  
جاوید ایران زمین

۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

محمد بن عبدالله در قران , یهودیان و بنی اسراییل را خر , سگ , خوک و بوزینه معرفی می کند


محمد بن عبدالله  شارلاتان با کپی کردن تورات و انجیل کتابی مضحک به اسم قران اورده است  پاسخی برای پرسشهای یهودیان نداشته در جای جای کتابش به صورت توهین امیزی یهودیانی که را وی را نقد می کردند را  خر , سگ , خوک و بوزینه توصیف کرده است .

وقتی الله اینقدر عاجز و ناتوان است که به منقد توهین می کند و انقدر نادان است که پاسخی برای پرسشهای ساده ندارد چگونه می تواند قادر مطلقی باشد که  دنیا را خلق کرده است .

به این نمونه ها از تازینامه توجه کنید

یهودیان تورات را حمل میکنند مانند حماری ( خری ) که بار کتابها بر پشت کشد.  (سوره جمعه آیه5)

حکایت بنی اسراییل مانند سگی است که اگر بدو حمله بری عو عو کند و اگر بحال خود گذاری باز هم عو عو کند.  (سوره اعراف آیه176)
تبدیل‌ شدن گروهی از یهودیان به بوزینه نقل می‌شود در سوره بقره آیه
65

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

محمد بن عبدالله پیش از بعثت با خوکهایی که به صحرا می برد جماع می کرد


طبق بررسی تازه کارشناسان متون تاریخی  یک متن عربی که   بروی پوست خوک نوشته است و به  تازگی از چاهی در نزدیکی ناحیه بدر  درعربستان بدست آمده است  , سلمان فارسی نقل می کند حضرت ختمی مرتبت پیش از بعثت و در زمانی که به کار شبانی می پرداخته است در بین گله ای که برای چرا به صحرا می برده است ماده خوکی بوده است که محمد بن عبدالله با این خوک جماع می کرده است و تکرار در جماع با خوک باعث دلزدگی وی می شود و از خوک بیزار می شود و بعد از اعلام نبوت خوک را حرام اعلام می کند
.
در متن کشف شده امده است :



يقول سلمان الفارسي
محمد بن عبد الله قبل البعثة هو ركوب مع خنزير في واحدة من تلك الأيام هي غون ركوب معي، ويأكل لحم الخنزير والخنازير، ويكره أن يعلن بعد بعثة للخنازير نجسة والمحرمه



 ترجمه 
سلمان فارسی می گوید
محمد بن عبدالله پیش از رسالت  با خوک جماع می کرده است و در یکی از روزها در حال جماع با خوک حالش بهم می خورد و از خوک متنفر می شود و بعد از رسالت اعلام می کند خوک نجس و حرام است

۱۳۹۰ فروردین ۲۴, چهارشنبه

امام رضا با اینکه می دانست انگور سمی است با کمال میل انگور از دست مامون گرفت وخورد و شهید شد


امام رضا علیه سلام برای شهادت لحظه شماری می کرد و هر روز الله را دعا می کرد شربت شهادت را بنوشد و اینجوری شد که الله هم یه روز از دعاهای شهادت طلبانه امام رضا خسته شده بود یه  خوشه انگور سمی کرد داد دست مامون ملعون عباسی . سپس الله به امام رضا گفت بخور که به مرادت برسی و شهید بشی .
 امام رضا هم وقتی انگور سمی را از مامون ملعون عباسی گرفت به شوخی گفت : سمی که نیست
 مامون ملعون عباسی گفت : نه به تربت پاک عمومی حضرت محمد
امام رضا گفت :  با اینکه این انگور سمی است ولی میخورمش دروغگو
مامون ملعون عباسی گفت :  میخوای بخور, نمی خوای هم نخور
امام رضا گفت : من برای شهادت اماده ام هرچند دوست داشتم شربت باشه ولی انگور هم شیرینه...
امام رضا علیه سلام حبه ای در دهان گذاشت و اینگونه شد که به الله پیوست
   

۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه

تصویر سوسک شدن , دستیار کشیش تری جونز از کافران اهل کتاب که قران را به آتش کشید


کافر حربی که با اتش کشیدن قران به اذن الله سوسک شد

قران کتاب اسمانی از سوی الله 1400 سال پیش بر حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله برای هدایت بشریت تا ابد  نازل شده  است . خود الله  در قران گفته است از این کتاب مراقبت می کند. اخیرا مشاهده شده است برخی از عوامل صهیونیستها و کافران حربی و کافران اهل کتاب با مقداری نفت و کبریت چند جلد کلام الله  قران مجید را به آتش کشیده اند ولی بدانید همه دشمنان الله قران سوز بزودی تبدیل به سوسک می شوند .
به گزارش سایت محبان اهل بیت  یکی از دستیاران تری جونز کشیش قران سوز امریکایی پس از به اتش کشیدن یک کلام الله قران مجید تبدیل به سوسک شد.
 عکس سوسک شدن  یکی از کافران کتابی وابسته به فرقه تری جونز که در اقدامی تحریک آمیز یک جلد قران  را از روی عمد و برای مزاح به اتش کشیده بود


۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

طبق آخرین یافته ها اسحاق نیوتن مسلمان بوده و با مطالعه قران , جاذبه زمین را کشف کرده است


 طبق آخرین یافته های علمای مسلمان در تحقیقات اخیرشان در کتابخانه دانشگاه اکسفورد سند بسیار مهمی از اسلام اوردن اسحاق نیوتن بدست آمده است به گزارش موسسه شیعه شناسی بریتانیا وابسته به آکادمی سلطنتی اسلام شناسی بریتانبا , در این سند که  به مدت 400 سال بین اوراق  در ارشیو موزه  کتابخانه دانشگاه اکسفورد خاک می خورد اسحاق نیوتن در این برگه نوشته است که به دین مبین اسلام و مذهب شیعه درامده است و با بیان اینکه  با مطالعه قران مجید به جاذبه زمین پی برده است خود را شاگرد قران معرفی کرده است و با اشاره مستقیم به آیه شریفه زیر بیان داشته است من به یگانگی الله ایمان اورده ام ولی از ترس کشته شدن و الحاد با کلیسا شیوه تقیه را در پیش گرفته ام وبنده  مرید علامه مجلسی هستم که با کتاب ارزشمند بحار الانوار زمینه آشنایی بنده را با قران و اسلام آشنا کرد . من با مطالعه آیه زیر جاذبه زمین را کشف کردم و به دورغ وتقیه برای اینکه توسط کلیسا به اتش کشیده نشوم گفتم سیب روی سرم افتاد و جاذبه زمین را کشف کرده ام در حقیقت الله کاشف حقیقی جاذبه زمین در هزار سال پیش بوده است همچین در این برگه نیوتن از تغییر نام خود از اسحاق( ایزاک ) به اسماعیل  خبر داده است و گفته است دوست دارد بعد از مرگ بر روی سنگ قبرش بنویسند اسماعیل نیوتن که البته با توجه به اینکه این برگه چند صد سده از بعد از مرگ نیوتن کشف شده است متاسفانه روی سنگ قبر نیوتن همچنان اسحاق ( ایزاک ) درج شده است و تلاش علمای اسلامی برای تغییر نام نیوتن به اسماعیل ادامه دارد . ایه جاذبه زمین در زیر امده است


«خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ»(4)

(او) آسمان ها را بدون ستونى که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوه هایی افکند تا شما را نلرزاند (و جایگاه شما آرام باشد) و از هرگونه جنبنده ای روی آن منتشر ساخت و از آسمان آبی نازل ردیم و به وسیله آن در روی زمین انواع گوناگونی از جفت های گیاهان پر ارزش رویانیدیم.)


اسحاق نیوتن در نهایت با مطالعه دقیق  بحار الانوار اثر گرانقدر علامه محمد باقر مجلسی رحمت اله علیه نتیجه گیری می کند و می نویسد  :
«" عمد" (بر وزن قمر) جمع "عمود" به معنى ستون است، و مقید ساختن آن به " ترونها"، دلیل بر این است که آسمان ستونهاى مرئى ندارد، مفهوم این سخن آنست که ستونهایى دارد اما غیر قابل رؤیت نیست، و چنان که پیش از این هم در تفسیر سوره رعد گفته‏ایم، این تعبیر اشاره لطیفى است به قانون جاذبه و دافعه که همچون ستونى بسیار نیرومند اما نامرئى کرات آسمانى را در جاى خود نگه داشته.»

۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

حضرت محمد به حضرت علی توصیه کرد :علی جان جمعه ساعت 10شب با فاطمه جماع کن


. حضرت محمد(ص) با توجه به جماع  با صدهها زن و کنیز به درجه ای رسیده بود که  تمام ریزه کاری های امور جنسی بشریت را کشف کرده بود حضرت علی (ع)را که قرار بود فردا شب با حضرت فاطمه (س)  دختر خدیجه نکاح کند صدا کرد و به گوشه ای فراخواند و گفت:
« علی جان  من فاطی را با خون و دل بزرگ کردم من این بچه را بی مادر بزرگ کردم خودم هم مادرمش بودم هم پدرش ,  حالا که 9 سالش شده  و قراره زنه تو بشه دلم میخواد  چند توصیه معقول بکنم که چگونه با فاطی جماع کنی . اصلن میدونی که چرا فاطی را به ابوبکر و عمر و عثمان ندادم برای اینکه  این سه تن کار بلد هستند و خدایی نکرده بلایی سر فاطمه می اورند چون تو پسر عم من هستی و از بنی هاشم هستی  فاطمه را در اختیارت قرار می دهم تا با فاطی جماع کنی . ماشاالله هیکل بزرگی داری ولی جون رسول  بهش فشار وارد نکن و طولانی مدت جماع نکن و هر وقت دخول کردی به فاطمه زیاد وارد نکن .  والله من رو عایشه  که همسن و ساله فاطیه , زیاد فشار وارد نمی کنم و اذیتش نمی کنم ولی عده اش در هفته را بیشتر کردم که باهاش  بازی کنم .  جون ممد  جمعه شب ساعت 10 با فاطی جماع کن که فرزند  عالمی تولید شود .»
 حضرت علی (ع)پس از شنیدن توصیه های  حضرت محمد (ص) قول داد که به حضرت فاطمه (س) زیاد فشار وارد نکند  ولی در عمل حضرت علی (ع) تا چندی  جلوی خودش را گرفت ولی طاقت نیاورد و بعد از فوت رسول الله به مدت چند شب متوالی با حضرت  فاطمه (س)جماع کرد و باعث مرگ حضرت  فاطمه (س) در 18 سالگی شد

پایان و نتیجه گیری :بالا رفتیم راست بود پایین رفتیم دورغ بود 
 
. 

۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

اگر می خواید کمی بخندید این سوره قران نوشته محمد بن عبدالله را بخوانید


سوره ابولهب در مکه توسط محمد بن عبدالله نوشته شده است زمانیکه محمد قدرتی نداشت و در  جواب ابولهب کم اورده بود و به  ابولهب دشنام می دهد وی را تهدید می کند دستهایش را می برد و ثروتش را بالا می کشد و سرانجام ابولهب را خواهد کشت . زن ابولهب را نیز حمالی معرفی می کند هیزم بیار جهنم می شود. این هم از الله  کوچکی که  در مکه انقدر ضعیف و خوار است که پاسخی برای پرسشهای ابولهب ندارد  , سوره ای به اسم ابولهب نازل می کند وابولهب را تهدید به شکنجه و قطع ید و سرانجام مرگ می کند.        
بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
تَبَّتْ يَدا اَبي لهب وَ تَبَّ (1) ما اَغْني عَنْهُ ما لهُ وَ ما كَسَبَ(2) سَيَصْلي ناراً ذاتَ لَهَبٍ (3) وَامْرَاَتُهُُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ (4) في جيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ(5)

به نام  الله رحمان رحیم
شكسته باد نيرو و قدرت ابولهب! بريده باد دو دست ابولهب! در هم كوبيده باد تسلط ابولهب! بالاخره مرده باد ابولهب! چرا كه اين سرنوشت شوم بطور حتم براي وي تقدير گرديده است، ابولهب آنچه از ثروت و قدرت و اولاد و نفوذ اجتماعي بدست آورده بود هيچ يك از آنها به حال وي سودي نبخشيد و بزودي در آتش سوزان جهنم نيز افكنده خواهد شد، و زن وي هم يك زن بدبخت هيزم كش و طناب در گردن است.

۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

اگر مسلمان شک کند در تاریکی به اشتباه با زن دیگری نزدیکی کرده بچه تولید شده حلال است


چرا اسلام همیشه پیروز است

در چند روز اخیر امارهایی عجیبی از از ازدیاد مسلمین جهان که نشانگر رشد اسلام است منتشر شده است  .تا چندی پیش استناد به یک میلیارد بود که امروزه به یک میلیارد و نیم یا در برخی امارها دومیلیارد و در اخرین امار هم گفتند دومیلیارد و نیم مسلمان در سراسر زمین پراکنده شده اند

 در همین حال برخی از مسلمانان زن خود را در اختیار مومنان کار بلد قرار می دهند تا زنشان را حامله کنند و قدرت اسلام افزایش یبابد و سپاه اسلام را با تولید مسلمان افزایش بدهند .
 طحال یکی از همین مسلمونهاست که مشکل جنسی داره  و عقیم است . طحال  امشب  یکی از مومنان که قدرت جنسی بالای دارید را به منزل اورده  تا با زنش نزدکی کند و بچه دار شود .برای همین قرار شده چون در اسلام امده است هرگاه در تاریکی باکسی نزدیکی کردید و شک کردید که شوهرتان نبوده , بچه تولید شده حلال است . برای همین برخی مسلمانان در تاریکی  مرد دیگری را می اورند تا زنشان نزدیکی کنه و در برخی موارد به زنشان هم می گویند امشب قرار است با مرد دیگری همبستر شود. 

_: ضعیفه  امشب یکی از مومنان  را اوردم که  با هات نزدیکی کنه تا نطفه حلال  تشکیل بشه و اینجوری اسلام را نجات بدیم و باعث پیروزی بر کفار شویم 
++: حرفی نیست اگر برای گسترش اسلام باشه ثواب هم داره
_: برای همین لامپ را خاموش می کنم وقتی هشام امد تواتاق  تو فکر کن من هستم و کار خودت را بکن 
++ : اقا طحال خیالتان از بابت من  مطمئن باشه

---
البته این رسم پیش از اسلام در دوره جاهلیت عربستلن مرسوم بوده است
  

۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

این اینترنت لعنتی

داشتم به این فکر می کردم اگر روزها از پی هم بگذره و  تجمع اعتراضی صورت نگیرد  چه نتایجی در درازمدت دارد
از وقتی اعتراضات از سطح خیابان جمع شد و تجعمات خیابانی از شکل و فرمش خارج شد و به قول  میرحسین موسوی هرگونه تجمعی به خاطر حفظ جان و مال و ناموس تعطیل شد.اتفاق خاصی رخ نداد جز اینکه بر زندانیان در بند فشار مضاعف در سال مضاعف وارد کردند و اعدامها گسترش یافت و هرچه خواستند به مخالفان حکومت در رسانه هایشان گفتند و حتی  فشار را بر اصلاح طلبان حکومتی افزایش دادند و علاوه بر بازداشت شدگان قبلی  تا انجایی که توانستند از یاران خود موسوی  و کروبی در زندانها چپاندند.
حالا هم که نه اسکناس سبز می شود و نه تجمعی در خیابان تنها  جریانی هم  که حضور دارد جنبش  درگیر در فضای مجازی است و  تا حدودی هم در موضع گیریها دربرابر حوادث رخ داده  خوب  کلیک کرده  ولی این جور که پیداست قراره همینطور باقی بماند و هیچ حرکتی هم در راستای تجمعات اعتراضی صورت نگیره . تکلیف چیه تا کی می خوایم همینطور بشینیم و دست رو موس بذاریم و کلیک کنیم .  اینترنت را در مصر قطع کردند مردم بیشتری در خیابان حضور به هم رساندند و اعتراض کردند . بعضی وقتها فکر می کنم اگر ایرانی ها اینترنت نداشتند وضعیت بهتری رقم می خورد   و به جای اینکه ساعتهای طولانی و مدیددی بشینیم و کلیک کنیم و به صورت مجازی تو سروکله هم بزنیم  , فرصت بیشتری بود در اجتماع حاضر باشیم و جمعیت را ببینیم و شاید اینجوری  بدبختی و ادبار این ممکت بیشتر تو چشمون میخورد و فکری به حال این کشور که دست گروهی جنایت کار افتاده می کردیم  .
این اینترنت لعنتی تمام زندگی مان را اشغال کرده و صرفا  همه چیز را از دریچه فضای مجازی می بینیم و اعدامها را به صورت خبر روی شیشه مانیتور می بینیم . دیگر مانند گذشته که حادثه ای رخ می داد  و از دهن کسی می شنیدم و سری تکان می دادیم و به دیگری همین خبر را منتقل می کردیم وحس می گرفتیم , نیست  . چند وقته دیگه از دهن کسی نشنیدیم  کسی اعدام شده ولی  همیشه خبر اعدام تو صفحه اینترنت می خوره تو چشممان شاید برای همین است که اعدام انسانها را به راحتی قبول می کنیم و هیچ عکس العملی نشان نمی دهیم.  سال پیش در تهران انهایی هم که اینترنت و ماهواره نداشتند واس ام اس قطع بود هم می دانستند قراره کجا تجمع شکل بگیره ولی از وقتی همه چیز کشیده شده به این صفحه مانیتور  همه معتاد شده اند و کاری به جز کلیک نمی کنند . حتی اعلام حضوربرای تجمع مطرح شده در فضای مجازی هم  اخرش به کلیک ختم می شود.

 این اینترنت لعنتی
       

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

کتاب سبز نوشته معمر قذافی

 

 

 

یک کتاب یک نویسنده

کتاب سبز در دوره جوانی معمر قذافی در دو بخش، فصل اول حل مشکل دموکراسی (قدرت مردم) و فصل حل مسئله اقتصادی (سوسیالیزیم) نگاشته شده است و بمدت چند دهه این کتاب در مدارس لیبی در کنار قرآن تدریس می‌شود. کتاب سبز معمر القذافی در ایران در چند قطع جیبی و نیم جیبی در ۱۲۸ صفحه با جلد سبز رنگ در تیراژ گسترده با حمایت کاغذ دولتی جمهوری اسلامی ترجمه و منتشر شده است.

قذافی در این کتاب نوشته است : « کتاب سبز راه حل نهایی مشکل  وسیله حکمرانی را تقدیم می دارد وبه مردم نشان می‌دهد  تا دوره‌های دیکتاتوری را پیموده و به دموکراسی واقعی برسند و دموکراسی  مستقیم را تحقق بخشند.»

در فصل  اول  دیکتاتور لیبی درباره دموکراسی می نویسد: «وسیله  حکمرانی نخستین مسئله سیاسی است که در برابرجمعیت‌های بشری عرض اندام می‌کند.»

قذافی  به دموکراسی  ایراد می‌گیرد و می‌نویسد: «مجادله سیاسی  که به ظفر یک کاندید با ۵۱ درصد ارا منتج می‌شود به یک حکومت دیکتاتوری منتهی می‌گردد که به لباس دمکراسی جلوه داده شده است چه ۴۹ درصد انتخاب کنندگان تحت سیطره ان وسیله حکمرانی قرار می‌گیرند که برای ان رای نداده‌اند بلکه بر انها تحمیل شده است، این دیکتاتوری است. »

معمر القذافی همه نظام‌های سیاسی موجود در جهان را دیکتاتوری می‌خواند  در بخش دیگری، نویسنده پارلمان‌ها را ستون دیکتاتوری می‌نامد که مردم را به دروغ نمایندگی می‌کنند و یک راه حل گمراه کننده برای دموکراسی هستند.

قذافی حزب را یک دیکتاتوری معاصر می‌داند و حزب را حکومت یک جز بر کل معرفی می‌کند و تازه ترین وسیله دیکتاتوری معرفی می‌کند و معتقد است حزب یک دموکراسی تقلبی است که نظام حزبی دموکراسی را سقط می‌کند

 قذافی در مورد طبقه  می‌گوید نظام سیاسی طبقاتی مانند نظام حزبی، قبیله‌ای و فرقه‌ای است.

پیرامون استصواب آرا چنین می‌نگارد : «استصواب آرا در برابر دموکراسی  فریبی بیش نیست  و رای‌گیری در مجالس به شیوه آری و خیر را نظام  بسیار ظالمانه دیکتاتوری می‌داند.»

قذافی به کمیته های مردمی انقلابی اعتقاد دارد و می‌گوید تمام تاسیسات عامه باید از طرف کمیته‌ها ی مردمی اداره شو.

نویسنده قانون را وسیله حکمرانی دیکتاتوری می‌داند و می‌گوید: «قانون اساسی را  انسان  ساخته است و برای خدمت به منافع آنها  بوجود می‌آید و آن طبیعی نیست.» وی تنها قوانین دینی را مظهر حیات طبیعی می‌داند.

قذافی درمورد مطبوعات بیان می دارد: «روزنامه‌ها تحت مالکیت یک فرد هستند، مال او هستند و نظر افکار عمومی را نمایندگی نمی‌کنند و برای همین ازنظر دموکراسی نباید اجازه داد وسایل نشر و اطلاع  در اختیار یک فرد و حزب باشد و روزنامه باید توسط کمیته‌ها منتشر شود که نماینده جامعه هستند.»

 در فصل دوم، معمر القذافی به حل مسائل اقتصادی  می‌پردازد  و می‌نویسد: «کتاب سبز به حل مساله تولیدات مادی اکتفا نمی‌کند بلکه در عین حال، راه و روش کلی همه جانبه‌ای  را جهت حل و فصل تمام مسائل بشریت را ترسیم می‌کند و بدین ترتیب راه نجات مادی و معنوی را که عامل  مهمی در تحقق خوشبختی و سعادت بشری هستند نشان می‌دهد.»

این کتاب بسیار کوچک  به مدت چند دهه در کشور لیبی پیاده شده است و نتیجه‌ای  که امروز از اجرای این کتاب بدست امده است، بیانگر نارضایتی گسترده مردم  در کشور لیبی از دیکتاتوری معمر القذافی  است که خواهان سرنگونی دیکتاتوری ۴۲ ساله وی هستند.

دیکتاتور برو گمشو

 .

 این نوشته پیشتر در خودنویس منتشر شد


۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

ستاره سبز


 در ژرفای درونم آنچه مرا به خود وا می دارد نگاشتن  درباره ستاره سبز است . ستاره هایی که تاکنون دیده بودم همگی سرخ فام بودند .
ستاره در برابرم بود بدون هیچ چشمکی خیره بر من می درخشید .  از پیدایش در برابر چشمانم گمان بردم که سرچشمه ی شراره ای از اتش پاک است که رفته رفته پرتو سبز رنگش , افزون تر گشته است .
باورش برایم سخت بود که ستاره ای سبز بدرخشد و چشمکی هم نزند . دیر زمانی بود که به هستی ستاره خو گرفته بودم .
ستاره سخن می گفت . ستاره ای به رنگ سبز فریاد می زد . هنگامیکه  سخن می گفت : هیچ تغییری در رنگ و پرتوش نبود .
من هم آوایی از ستاره نمی شنیدم ولی باور داشتم که ستاره در همه دوران یک واژه را بر زبان می اورد به امید اینکه گوشی برای شنیدن  واژه اش پیدا کند . دریغ که کسی ستاره سبز را نمی بیند تا گواهی باشد بر کوشش من که چندی است  ستاره سبز را  دیده ام نمی دانم چه می گوید و چه آوایی دارد و چه واژه ای  را پژواک می کند .
ستاره سبز هنوز در اسمان است و واژه اش را در کهکشان فریاد می زند.


۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

قدرت بت الله بیشتر است یا الله ساختگی محمد بن عبدالله

محمد بن عبدالله زمانی بدنیا امد یک کافر حربی بود  و در خانواده ای بت پرست زاده شد و گفته میشود درسالی که بدنیا امد ابرهه سپاهی به قصد نابودی معکب مکه برای نابود کردن بتها از یمن  فرستاد  که توسط نفرین بت الله , پرندگان  ابابیل به سپاهش تاخت و مانع نابودی  معکب  کعبه شد . الله هنوز بتی بود در بتکده کعبه  و قدرتی بیشتری از الله ساختگی محمد داشت  . بت الله حافظ  اصلی مکه تا پیش از الله ساختگی محمد بن عبدالله بود . ولی الله مکه بارها  در زمان امویه  نتوانست جلوی اتش سوزی را بگیرد و در ابتدای  قرن بیست نیز سیلی مکعب کعبه را  در بر گرفت .ولی اگر بت الله در بتکده کعبه بود این بلایا سر این مکعب نمی امد .  ایا الله ساختگی محمد که نمی تواند خانه خودش را حفظ کند می تواند اکبر باشد  . الله  محمد  یک اصغر است و بت الله از الله ساختگی محمد اکبرتر است و زمانیکه می گوید الله اکبر در حقیقت به بت الله  بی احترامی کرده اید . محمد برای همین با بت الله لج کرد و آن را در اولین فرصت شکست . ولی ما باد یاوری این بت عظیم و کبیر می گویم همانا بت الله اکبر است و الله ساختگی محمد اصغر است .    

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

تجدید بیعت با آرمانهای اهریمن خمینی گجستک


سفرنامه زیارتنامه اهریمن
هرکاری کردم , زیارت  گور اهریمن خمینی را بپیچونم , فایده نداشت .
- ( خواهران  دراین مینی بوس  وبرادران در مینی بوس سبز ه و اولی )
در صندلی اخر مینی بوس کنار چند تا از مرتدان شرکت نشسته بودم و مدام لعن و نفرین به جانی اهریمن خمینی جانی می فرستادیم . در صندلی کنار راننده , یکی از کارمندان حراست نشسته بود و مشغول دم دادن برای صلوات برای روح پرفتوح اهریمن خمینی بود ولی انگار  صدای  جز دهن نامبارک خودش و دو سه نفر دستمال بدست در نمی امد .
 وقتی اتوبوس به اتوبان بهشت زهرا رسید یاد خدعه های ننگین اهریمن خمینی گجستک افتادم  :« اب و برق را مجانی می کنیم  , اتوبوس را مجانی می کنیم , شما را به مقان انسانیت می رسانیم , معنویت را .... »
گنبد طلایی اهریمن از ابتدای اتوبان پیدا بود .لعنتش باشه , سید هندی  یه لاقبا  که افتخارشون  این بود که مردک توحسینه کاه گلی جماران خبر مرگش زندگی می کرده  بعد از بیست ویک سال که به درک رفته , هنوز دارند خشت خشت طلا تو گورش می کنند . قبرستون  بهشت زهرا را واقعا اباد کرد . نور به قبر محمد رضا شاه بتابه , رفت و ندید این جرثومه اهریمن خمینی گجستک چه جوری قبرستونها را اباد کرد . 
کارمند حراست که به خواب رفته بود  تا چشم خمارش به گنبد اهریمن سید روح الله افتاد باز طلب گدایی صلوات برای گورش کرد .ول کن نبود تا لحظه پیاده شدن  , صلوات برای عمه  اهریمن , صلوات برای بچه گور به گور شده اهریمن , صلوات برای سید علیل  , صلوات برای کسانی که اهریمن خمینی در طول هشت سال جنگ بی ثمرش کشته بود  . صلوات ... صلوات 
یاد دوران مدرسه اقتادم که مثل الان به صورت اجباری سوار  اتوبوس می شدیم و درس و مشق را تعطیل می کردند و از صبح زود  می رفتیم سر قبر خمینی خدعه گر  , با این تفاوت بیابون  دیروز بهشت زهرای تبدیل شده به صدهها ساختمان و بارگاه و هنوز هم مشغول ساخت وساز بودند وحسابی گنبد و مناره های  گور اهریمن سید روح الله را طلایی کرده بودند . چند تا حرم نحس برای الاغهای دیگر درحال ساخت بود. هر ننه مرده اویزونی که یه سنگ روی قبرش بود براش بارگاه و حرم ساخته بودند .
بعد از پیاده شدن  چند نفری هم که در راه بودند مشغول لعن و نفرین اهریمن سید روح الله بودند . با این همه خرج میلیارد دلاری برای گور به گور شده اهریمت سید روح الله  گورش خیلی خلوت بود  به جز زایرین اجباری شرکت  , چهار پنج تا افغانی  تو محوطه بودند . سه چهار تا پیر زن چادری که احتمالا مادر کشته های جنگ اهریمن خمینی با اهریمن حسین عراقی بودند که بعد از زیارت قبر پسرشون یه سری هم به گور اهریمنی زدند که باعث کشته شدن فرزندشون شده بود .
به هنگام ورود به گور اهریمن سید روح الله تدابیر  امنیتی برقرار بود  و مشغول وارسی بودند .داخل حرم هم به جز اجباری ها  شرکت کسی نبود . ترجیح دادم به جای دیدن ضریح نکبتار اهریمن خیمنی  در محوطه بمانم و جور دیگری اهریمن را زیارت کنم و به سرویس بهداشتی wc رفتم و ناگهان در سیفون تمثالی از اهریمن خمینی  دیدم  . عجیب بود  مجسمه ای از اهریمن خمینی ساخته بودم . البته فقط تونستم عمامه سید  روح الله خمینی را بسازم  و پس چند دعا برای روح پرفتوحش ,  سیفون را روی ایشان کشیدم .
معجزه ای شکل گرفته بود  و اینجوری شد که اهریمن خمینی را در سرویس بهداشتی ایشان  زیارت کردم و با ارمانهای این بزرگوار با ساختن عمامه اش در کنار گورش تجدید بیعت کردم و چه ارزوی از این بزرگتر که اهریمن خمینی را در کنار قبرشان  ببینی و با ایشان تجدید بیعت کنی .  بالفور زیارت خمینی را به پایان رساندم و دستهایم را شستم و با ارسال پیامکی  به سرپرست   از  بهشت زهرا  خارج شدم و با مترو به تهران برگشتم .
 لذا  برای اینکه رنج سفر متحمل نشوید هرگاه به wc میروید  به ملاقات خمینی بروید و با ساخت عمامه ایشان یادی از این بزرگوار بکنید  
در اینجا سفرنامه اهریمن خمینی به پایان رسید .